صفى الدين محمد طارمى
200
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
او - اكثر از آنچه مسمّى شده است از براى او در ذكر حكيم ، و حايلى نكرده است در ميان عبد - نزد ضعف او و عدم حيلهء او - و ميان چيزى كه مسمّى شده است از براى او در ذكر حكيم ؛ و عارف از براى اين - كه عامل باشد به او - اكثر ناس است از روى راحت ، و تارك از براى اين - كه شاكّ باشد در او - اعظم ناس است از روى شغل به چيزى كه ضرر مىرساند به او . » « 1 » و از لوازم « ثقه » است اياس عبد از مقاوات احكام ؛ و او آن است كه طلب كند او غير آنچه حكم كرده است خداى تعالى به او ؛ پس به درستى كه او هرگاه يقين داند آنكه هرچه حكم كرده است خداى تعالى به او ، پس نيست از براى او برگشتنى و نه مانعى از براى حكم او ، « 2 » و آنكه هر قسمتى كه تقدير نشده است از براى او ، ممكن نيست حصول او ؛ و اعتقاد « 3 » كند معنى قول خداى تعالى را كه : ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ « 4 » از تغيير حكم اندوه مىخورد و با آن مقاوات نمىكند ؛ « 5 » و « فرونشيند از منازعهء قسمتها » يعنى ترك نمايد مخاصمه را در طلب اقسام ؛ از براى علم او به آنكه هر چيزى كه مقدّر نشده است از براى او ، حاصل نمىشود به سعى او و نه به سعى هركه در عالم است ، و هر چيزى كه قسمت كرده شده است از براى او ، مىرسد به او و منع نمىتواند كرد او را مانعى اصلا . پس استراحت مىيابد و خلاص مىشود در طلب از سخترويى و بىشرمى و بىحيايى اقدام به خداى تعالى به طلب رزق يا دفع چيزى كه اكراه مىكند او را از بليّات . و « قحّت » سخترويى و عدم حيات است .
--> ( 1 ) . با اندكى تفاوت در : الكافى ، ج 5 ، ص 81 . ( 2 ) . ك : فلا مردّ له و لا معقّب لحكمه . ( 3 ) . اصل : متحقّق . ( 4 ) . حديد / 24 - 23 . ( 5 ) . اصل : - از تغيير حكم - نمىكند .